على اصغر شميم

140

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

صاحب‌اختيار ، باب را به زندان انداخت ولى اندكى بعد هواداران باب به قوه پول‌هاى گزافى كه از طرف عمال كمپانى هند در اختيار آنان گذاشته شده بود ، منوچهر خان معتمد الدوله حكمران اصفهان را به استخلاص باب واداشتند . وى عده‌اى سوار به شيراز فرستاد و باب را به عنوان آنكه بايد به تهران اعزام گردد ، به اصفهان برد و تحت حمايت خود نگاه داشت و اندكى بعد او را مخفى نمود و چنان شهرت داد كه وى گريخته است . غيبت باب از انظار و توجه روزافزون حكمران اصفهان نسبت به اين امر و برخى عوامل و مقتضيات اجتماعى آن عصر بر اهميت موقع باب افزود و مريدان او بيش از پيش به حمايت و طرفدارى او برخاستند و تا سال 1263 هجرى كه معتمد الدوله در اصفهان حكومت داشت ، باب در نهايت راحتى به سر مىبرد و چون معتمد الدوله به سال 1263 هجرى وفات يافت ، به امر محمد شاه باب را بازداشت و در قلعه‌ى چهريق اردبيل زندانى كردند . موضوع ظهر باب در آغاز امر ، بيش از يك داعيه‌ى مذهبى نبود ولى توجه زياد زمامداران آن عصر به آن امر و به خصوص حمايت معتمد الدوله از باب ، آن را به صورت يك مسئله‌ى سياسى و اجتماعى قابل‌ملاحظه درآورد و اندكى بعد از گرفتار شدن باب ، در دوران پادشاهى ناصر الدين شاه ، شورش‌هاى سخت به وسيله‌ى طرفداران باب به ظهور رسيد و توطئه‌هايى براى قتل شاه و صدراعظم ايران به وسيله بابيان چيده شد « 1 » و كم‌كم آن مسئله دست‌آويزى براى اغراض شخصى و مقاصد سياسى درباريان و حكام ولايات شد و بازار اتهام به كفر و زندقه رواج يافت و - به شرحى كه خواهد آمد - درباريان فاسد العقيده و اطرافيان طماع و مغرض و احتمالا بيگانه‌پرست ناصر الدين شاه ، آن امر را وسيله‌ى اجراى مقاصد سوء خود و از كار انداختن مردم وطن‌دوست قرار دادند و در مواقع لازم آن را مانند يك حربه‌ى برنده براى قطع زبان‌هاى منقد و خاموش كردن افكار و عقايد مردم روشنفكر تجددخواه آن زمان و زمامداران مصلح و خيرخواه به كار بردند و بالاخره موضوع دعوى باب با مسائل اجتماعى و

--> ( 1 ) - سرپرسى سايكس زير عنوان توطئه و شورش بابيان مىنويسد : يك توطئه براى قتل اميرنظام ( ميرزا تقى خان اميركبير ) تشكيل شد ولى كشف شد و توطئه‌كنندگان دستگير شده به قتل رسيدند . سپس مىنويسد : « دو سال بعد حيات شاه ( ناصر الدين شاه ) مورد سوءقصد چهار نفر بابى كه عريضه‌اى در دست داشتند قرار گرفت . شاه از قسمت ران زخم برداشت و خبر مرگ او انتشار يافت . مجازاتى كه براى سوءقصدكنندگان معين گرديد بسيار وحشيانه بود . در مورد دو نفر حكم شد آن‌ها را شمع‌آجين كردند يعنى سينه هريك را سوراخ كرده چهار شمع گذاشتند و بعد با يك تبر كوچك آن‌ها را چهار شقه كرده و هر شقه را به يك دروازه‌ى تهران آويختند . »